سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

مقدمه 21

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

كنند ، امّا در حقيقت من اين مجموعه را براى خودم جمع‌آورى كردم و هر چه بر آن آگاه شدم و از زبان دانشمندان شنيدم يا از نوشته‌هاى اهل فضل دريافتم ، نقل كردم ؛ بنابراين هر چه هست بر عهدهء آنهاست نه من ! » . ( 1 ) چلپى صاحب كشف الظّنون ، پىنوشتها و مطالب مختصر چندى دربارهء « مرآة الزّمان » نوشته است . ( ر . ك : ج 2 حرف « م » ) ( 2 ) ابن عماد حنبلى نيز در « شذرات الذّهب » ( ج 5 ص 266 ) ضمن حوادث سال 266 ه . شرح حال مصنّف را نقل كرده ، مىگويد : « در آن سال علامه ، واعظ مورّخ شمس الدّين ابو المظفّر يوسف بن فرغلى تركى « 1 » بغدادى هبيرى حنفى ، سبط شيخ ابو الفرج ابن جوزى از دنيا رفت . وى از جدش و از ابن كليب و گروهى ديگر مطالب و احاديثى را شنيده و در سال ششصد به دمشق رفته و در آنجا به وعظ و خطابه پرداخته و به خاطر شكل و شمايل ظريف و روانى مواعظش مورد قبول افتاده است ، كتاب تفسيرى در 29 مجلد ، شرح جامع كبير و كتاب مرآة الزّمان از اوست . كتاب مرآة الزّمان همانند اسمش آينهء تمام‌نماى زمان است همچنين يك جلد كتاب در مناقب ابو حنيفه گرد آورده و تدريس مىكرده و صاحب فتوا بوده است . وى در جوانى پيرو مذهب حنبلى بوده و در نزد پادشاهان از احترام زيادى برخوردار بود و ملك معظم او را به مذهب حنفى درآورد ، از اين بابت عدهء زيادى از مردم بر او خرده مىگرفتند تا آنجا كه بعضى از اهل حال هنگامى كه او روى منبر بود گفتند : وقتى كه مردى ، بزرگ باشد كسى از او بر نمىگردد مگر به خاطر عيبى كه در او ظاهر شود . بنابراين چه عيبى از امام احمد براى تو ظاهر گرديد كه از او برگشتى ؟ در جواب گفت : خاموش باش ! ولى آن درويش [ قانع نشد و ] گفت : من خاموشم اما تو حرف بزن . او خواست حرف بزند اما نتوانست و از منبر به زير آمد . اگر براى او اثرى جز كتاب مرآة الزّمان نبود در بزرگى او كفايت مىكرد زيرا در اين كتاب روش عجيبى به كار برده : از آغاز زمان شروع كرده و تا سال 654 كه وفات يافته ، وقايع را

--> ( 1 ) در حاشيهء صفحه 266 كتاب شذرات چنين آمده است : « در اصل « قزغلى » بوده و در بسيارى از كتابهاى تاريخ ، نجوم و اعلام ابن جزرى « قزاوغلى » آمده است و هر دوى اين‌ها و آنچه از روى اين‌ها به غلط استنساخ شده ، نادرست است و بعضى مىكوشند دلايل نابجايى از زبانهاى غير عربى بياورند در صورتى كه فرغلى با فاء و راء و غين معجمه و پس از آن لام و ياء درست است ، همان گونه كه در نسخهء قديمى « وافى بالوفيات » و تاريخ ابن خلّكان و ديگر كتابهاى افراد موثّق آمده است .